محمد اشرف علوى عاملى
مقدمه 66
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
همين شيوه ، در تعريف علم نيز به كار رفته است . از اين رو نيز علوم به سه بخش كلّى تقسيم شده : الف : « علم مفارقات » كه گفتگوگر از اشيايى است كه داراى علّت فاعلى ، غايى و صوريند ، مثل عقول . ب : « رياضى » كه گفتگوگر از اشيايى است كه داراى علل چهارگانهاند ولى مادّه عين آنها نيست ولى اقتران ماده به آنها جايز است . ج : « طبيعى » كه گفتگوگر از اشيايى است كه داراى علل چهارگانهاند . « 1 » بر همين پايه از باب نمونه در تعريف حكمت گفته شده : الف : خروج نفس از نقص از قوه به سوى كمال لايق او در جانب علم و عمل است . اين تعريف برگرفته از علّت مادى ( - نفس قابل كمال ) و علّت صورى ( - كمال علم و عمل ) مىباشد . ب : گرديدن انسان عالم عقلى مطابق با عالم عينى است . اين تعريف برگرفته از علّت غايى مىباشد . ج : علم به احوال اعيان موجودات بدان گونه كه هستند به قدر حوصلهء ادراك بشرى است ، اين تعريف برگرفته از علت صورى ( - احوال اعيان موجودات ) مىباشد . د : تشبه به آلة عام است ، اين تعريف نيز بر گرفته از علّت غائى مىباشد . « 2 » لذا تعريف علم بدين طريق موقعى جامع است كه دربردارندهء تمام علل حاكم بر موضوع آن باشد .
--> ( 1 ) . ر . ك : التحصيل / 238 ( 2 ) . بنگريد : حكمت الهى ج 1 / 3 - 4